رها
-
تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 23:28
گفتم این احساس تازه در دلم کار تو بود گفت دستم را رها کن من چه کارت داشتم؟ پری کوتی
نیمه ی راه
-
تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 23:28
در دل توست خانه ام باز نگو بی خبریمنکر من نباش من نیم تو هستم ای پری بر گل هم سرشته شد قلب من و تو در ازل صبر کن احتیاط کن قلب مرا که می بری چشم به هم گذاشتم بلکه نبینمت ولیپشت دو پلک دیدمت نیستی و م
اتفاقی
-
تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 23:28
از کنارم رد شدی یک روز مجبور اتفاقی ریخت قلبم ناگهان بی هیچ منظور اتفاقی من که برگشتم تو هم برگشته بودی در پی من تا که پرسیدی چه شد گفتم همین جور اتفاقی... حس گنگی چشمهایم را به چشمانت گره زد من نمی
برف می بارد
-
تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 23:28
با با خودم چندی ست در حال کلنجارمحا حال من خوش نیست از این وضع بیزارم ب برف می بارد ولی خیلی هوا گرم است ت ت تپش دارم ا ا انگار بیمارم باید بیاندیشم که این آ آخرین شعر است باید به ن ن نقطه ضعفم دست
آه...
-
تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 23:28
باز دلتنگم سکوت گاه گاهم را نبین پیش تو تسلیم تسلیمم نگاهم را نبین ارتش انبوه گیسویم سپر انداخته شورش و بلوای پرشور سپاهم را نبین این کمانداران که می بینی بی آزارند پساخم بی منظور ابروی سیاهم را نب
اصرار
-
تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 23:28
این چه اصراری ست در حال و هوای یک نفر بر صدایم باز می پیچد صدای یک نفر باز دستم بی اداره می رود سمت قلم نقش بسته گرد شعرم رد پای یک نفر نور مهتاب و تب و تاب و شب و چشم شراب باز هم رنگ نگاه آشنای یک
نداری
-
تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 23:28
لعنت به وجودم که...مرا دوست نداری پری کوتی
خیال
-
تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 23:28
بگذار با خیال تو از خود گذر کنم بگذار از جهان حقیقت حذر کنم آری درست کار جهان منصفانه نیست آخر چگونه با بدِ تقدیر شر کنم شاید در این میانه دری هم به تخته خوردبگذار با تو تا شب رویا سفر کنم سردم شد
یا زینب س
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 12:43
از قد و قامت سالار علمدار نگو آن برازنده تر از سرو و سپیدار ...نگو صوت لالایی و آوای جگر سوز رباب از صدای عطش و دیده ی خونبار...نگو نقش صحرا شده اندام علی اکبر من اصغر تشنه لبم رفته به پیکار...نگو ا
عزیزم
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 12:43
چایمان را هم نوشیدیمعزیزم من از اینجا می گویمتو از آنجا بگوچسبید پری کوتی
آرزو
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 12:43
آرزو کردم کاش شعر شوماز خیالت برخیزمبر دلت بنشینمدر صدایت جاری شومو لبانت را...نگران نشو...گفتم آرزو...گفتم شعر... پری کوتی
پاییز
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 12:43
دیگر نمی خواهم نیا این پاییز را هم حرام کن نبودنت را می خواهم خیلی دوستم دارد پری کوتی
پسرم
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 12:43
با وجود تو عشق آسان کردبر دلم رنج زندگانی رادر کنارت چه زود سر کردمروز و شبهای نوجوانی رایاد دارم به خنده می گفتیمادر این قدر کوچک است آخر؟زیر چادر نماز من بودیهمه اوقات آسمانی رادستهایت که نرم و کوچ
آینه
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 12:43
ای کاش تنم آینه ای رو به تنت بودهر لحظه دلم در تپش آمدنت بود هر صبح تو را درهم و ژولیده ببینمهر روز خدا ناظر برخاستنت بود سبزینه ی چشمت شب تاریک نگاهمچشمان من و دامن سبز چمنت بود نزدیک بیایی که مرا (ه
برگرد
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 12:43
هر چند که اشتباه دارم خیلی چشم و دل سربه راه دارم خیلی برگرد بگو چه کرده بودم با تو برگرد که من گناه دارم خیلی پری کوتی
ناگزیر
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 12:43
عذر می خواهم که قلبت را هوایی می کنمتا تو را می بینم احساس رهایی میکنم (کار من پیوسته آزار است گویی نیست،هست)حتم دارم بر دلت فرمانروایی می کنمتا که از دلتنگی بسیار می خوانی ببخشناگزیرم با صدایت هم ص
او...
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 12:43
من که بخشیدم عطایت را لقایت مال اوروزگارت پابه پای روز و ماه و سال او احتمالا، ظاهرا، حتما، نمی دانم، ولیشاید اصلا مثل بخت من نباشد فال او من که بازوهای خود را در بغل دارم...بروخو گرفتم با زمستان باز
یلدا
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 12:43
فرق چندانی ندارد امشب و شبهای پیشدوستت دارم ولیکن یک دقیقه بیشتر پری کوتی
زیبا
-
تاریخ: 1398/4/11 ساعت: 22:26
بماناز اینجا تکان نخورتا بنویسمت تو فقط همینطور زیبا باش پری کوتی
عاشقانه
-
تاریخ: 1398/3/20 ساعت: 19:32
عاشقانه ترین عاشقانه نام من است از لبان تو پری کوتی