نجات
-
تاریخ: 1401/11/24 ساعت: 17:10
[unable to retrieve full-text content]ای که با عشق رسیدی که حیاتم بدهی حال کاری کن از این عشق نجاتم بدهی فرزانه کوتی
قافیه
-
تاریخ: 1401/11/24 ساعت: 17:10
کنارش سایه ی سروی می آید پابه پای اوکجاها برده احساس تو را حال و هوای اوصدایش می زنی از شوق می لرزد النگویش به گوش باد می پیچد صدای تو صدای اونگاهش می کنی او بی اراده چشم می بنددسپردی دستهایت را به گیسوی رهای اوهزاران قافیه می ریزد از پیراهنش گوییتو داری شعر می گویی برای او برای او سرت بر دامن پرچین...
دلتنگی
-
تاریخ: 1401/4/21 ساعت: 4:15
به این دنیاآمدمتادلتنگی روی زمین نماندپری کوتی + نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم خرداد ۱۴۰۱ ساعت 9:42 توسط فرزانه کوتی | Adblock test (Why?)
بدون تو
-
تاریخ: 1401/4/21 ساعت: 4:15
[unable to retrieve full-text content]برای این که بدون تو بتوانم ... باید خودم را می بردم به قبل از تو نمی توانستم دوباره بمیرم فرزانه کوتی
اجبار
-
تاریخ: 1401/4/21 ساعت: 4:15
[unable to retrieve full-text content]از دوری و اجبار از تنهایی ممتد چیزی نگو بنَشین برایت چای آوردم فرزانه کوتی
جهان
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 21:59
[unable to retrieve full-text content]اگر کنار تو باشم برای من تنها به عرض شانه ی تو وسعت جهان کافیست پری کوتی
نمی شود
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 21:59
[unable to retrieve full-text content]صدایم مزن نمی شود نمی توانم نمی خواهم که بیایم یادت نیست؟!!! تو مرا گذشته ها دفن کرده ای پری کوتی
باران
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 21:59
[unable to retrieve full-text content]قهر کن باشد جهانم را به کامم زهر کن قهر کن باشد ولی باران که می بارد بیا پری کوتی
دوستت دارم
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 21:59
[unable to retrieve full-text content]گفت دوستت دارم... چه قدر شیرینند بعضی از این جمله های غیر واقعی پری کوتی
فاصله ها
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 21:59
جور است با تقدیر من اینجور بودن هاxa0 این فصل دلتنگی همین مجبور بودن ها دارم برای فاصله ها شال می بافم سرد است شبهای جدایی دور بودن ها جای تو من هر بار گفتم دوستت دارمxa0 باشد نگو شعر است و بی منظور بودن ها من در قبال تو فقط این قدر آراممxa0 بیگانه ام ب
ناآشنا
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 21:59
صیاد عمر این همه نا آشنا نبودxa0 در دستهای سردش اگر آب و دانه بودxa0 گودال ، انتهای سفر،پرتگاه دورxa0 مرداب شد دلی که زلال و روانه بودxa0 می خواست بی پناه فقط زندگی کندxa0 آخر پناهگاه تنش سقف خانه بودxa0 از خستگی سرش که می افتاد ناگهانxa0 بازوی سرد و شانه ی دیوار،
زندگی
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 21:59
[unable to retrieve full-text content]گفت دوستت دارم آی زندگی می توانی کنار بزنی هر کجا که دلت خواست پری کوتی
طبیب
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 21:59
[unable to retrieve full-text content]ای طبیب جان اگر واگیر دارد حال من لااقل از دور احوال مریضت را بپرس پری کوتی
می دانست
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 21:59
[unable to retrieve full-text content]از همان اول می دانست که نباشد ، نمی توانم از همان اول که دوستم نداشت پری کوتی
خواب
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 21:59
[unable to retrieve full-text content]به خواب شعرت آمده ام دفترت را ببند پری کوتی
برگرد
-
تاریخ: 1399/1/27 ساعت: 8:10
از اولین بریدگی برگردخیالت را ببرخیال رفتن نداردوقتی سلام از من بودفکر نمی کردم خداحافظی با تو باشدxa0پری کوتی
افسانه
-
تاریخ: 1399/1/27 ساعت: 8:10
بگذار روی گونه ی من شانه ات راxa0باید بسازم آخر افسانه ات راxa0xa0یک خانه از پیراهنت کافی ست دیگرآماده کن با آب و جارو خانه ات راxa0xa0حالا دلم را جمع کن از زیر پایتxa0بردار انار سرخ دانه دانه اتxa0راxa0xa0چیزی بگو اند
قرنطینگی
-
تاریخ: 1399/1/27 ساعت: 8:10
به نام خداوند هستی فروزxa0خدای شب و روشنایی و روزxa0چه خوش گفت آن یار شیرین سخنxa0که بهتر تو را بشنوی این سخنxa0بمان در قرنطینه گی ای پسرxa0خیالات خامی تو داری به سرمگر از وجود مرض غافلیxa0به رنج کسالت چرا مایلیxa0
نیست
-
تاریخ: 1399/1/27 ساعت: 8:10
باز هم بر پرنیان آبی خوابی که نیستxa0طعم رویای حضورت با تب و تابی که نیستxa0xa0خیره ام بر رقص گیسوی پریشان تا سحرxa0در شب آیینه ی چشمان پر خوابی که نیستxa0xa0غوطه بر دریای احساست مرا در کام خویشxa0می کشد امواج پر آ
خودپسند
-
تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 23:28
xa0نه چاره ای که بیابم بر ادعای دلمنه پاسخی به ازای چرا چرای دلمxa0جواب منطقی محکم دهان بندنبود نیست ندارم ببین آهای دلمxa0هوای چشم تو کرده دوباره این را منبگو کجا بگذارم کجا کجای دلم ؟xa0دوباره گفته بگویم تو