بگذار با خیال تو از خود گذر کنم
بگذار از جهان حقیقت حذر کنم
آری درست کار جهان منصفانه نیست
آخر چگونه با بدِ تقدیر شر کنم
شاید در این میانه دری هم به تخته خورد
بگذار با تو تا شب رویا سفر کنم
سردم شده نبودنت آغوش باز کرد
بگذار آرزوی تو را شعله ور کنم
حالا تو با دروغ بگو عاشق منی
آخر بدون عشق چه خاکی به سر کنم
باشد ، به هم رسیدن ما جز خیال نیست
اصلا خوشم که عمر خودم را هدر کنم
پری کوتی
برچسب:
نویسنده: آرتمیس بهرامی