با با خودم چندی ست در حال کلنجارم
حا حال من خوش نیست از این وضع بیزارم
ب برف می بارد ولی خیلی هوا گرم است
ت ت تپش دارم ا ا انگار بیمارم
باید بیاندیشم که این آ آخرین شعر است
باید به ن ن نقطه ضعفم دست بگذارم
باید بی بی اندیشم از فردا نخواهم بود
تا تا قیامت می می افتد با تو دیدارم
وقتی نگاهم می کنی می می می می ترسم
لابد می اندیشی که من م مردم آزارم
ص صبر کن دارم به دریا می زنم دل را
من من خ خ خیلی تو را دو دوستت دارم
پری کوتی
برچسب:
نویسنده: آرتمیس بهرامی