خرید بک لینک

درباره سایت

امکانات وب

صیاد عمر این همه نا آشنا نبود

در دستهای سردش اگر آب و دانه بود

گودال ، انتهای سفر،پرتگاه دور

مرداب شد دلی که زلال و روانه بود

می خواست بی پناه فقط زندگی کند

آخر پناهگاه تنش سقف خانه بود

از خستگی سرش که می افتاد ناگهان

بازوی سرد و شانه ی دیوار، شانه بود

دیگر نکوفت کوبه ی درهای بسته را

راه گریز لحظه ی خواب شبانه بود

پری کوتی

برچسب: نویسنده: آرتمیس بهرامی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 21:59

صفحه بندی