جور است با تقدیر من اینجور بودن ها
این فصل دلتنگی همین مجبور بودن ها
دارم برای فاصله ها شال می بافم
سرد است شبهای جدایی دور بودن ها
جای تو من هر بار گفتم دوستت دارم
باشد نگو شعر است و بی منظور بودن ها
من در قبال تو فقط این قدر آرامم
بیگانه ام با شرم با مغرور بودن ها
سخت است شب باشی چنین دلواپس مهتاب
در اوج تاریکی دچار نور بودن ها
پری کوتی
برچسب:
نویسنده: آرتمیس بهرامی